X
تبلیغات
گروه ریاضی ناحیه 1 - اقدام پژوهی

 
تاريخ : جمعه بیست و یکم مهر 1391

عنوان پژوهش :

 

 

 

 

 

چگونه توانستم دانش آموز (ر-ط) را متقاعد کنم ،که استفاده از تقلب در امتحان عملی غیر اخلاقی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مشخصات گردآورنده:

 

نام و نام خانوادگی : فرزانه کدخدائی

 

سمت : دبیر

 

مدرک تحصیلی : فوق لیسانس

 

رشته تحصیلی : ریاضی کاربردی

 

محل خدمت : ناحیه یک –خرم آباد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده:

همه ما کم وبیش با مفهوم تقلب آشنایی داریم .در فرهنگ معین آمده است ؛تقلب یعنی کاری را به نفع

خود و به ضرر دیگران انجام دادن .

تقلب در امتحانات درسی نیز شامل همین مفهوم می شود. در این پژوهش سعی شده علل گرایش

 دانش آموزان به تقلب و راهکارهایی برای جلوگیری از تقلب در کلاس درس و خصوصاً جلوه دادن

تقلب به عنوان عملی غیر اخلاقی در یک دانش آموز خاص کاربردی شود،ونتایج آن براساس مراحل

اقدام پژوهی  اطلاع رسانی گردد.

کلمات کلیدی : دانش آموز – تقلب – ناهنجاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

مفهوم تقلب : تقلب رفتاری است غیر صادقانه

طی طریقی است غیر شرافتمندانه

رسیدن به واقعیتی است غیر مشروعانه

نشان دادن شخصیت وارونه

تقلب دزدی است نه در مال بلکه در رتبت و مقام و موقعیت

زیرا آدمی چیزی را از آن خود می کند که نه شرعاً و نه عرفاً در تملک اونیست.برخی افراد در

عین تنبلی ظرفیت تحمل محرومیت را ندارند ،به همین دلیل به تقلب متوسل می شوند.

چرا تقلب؟ درکتاب فرهنگ تقلب – کالاهان نویسنده این کتاب معتقد است – برای اینکه دانش آموزان

متوسل به تقلب نشوند نباید به آنها فشار وارد کرد. والدین انتظار دارند فرزندشان 20 بگیرد و گوشه

نمره هم ساییده نباشد . مدرسه هم نمرات را درجه بندی می کند، بنابر این محصل باید 100%

مطالب مرتبط و غیر مرتبط را در جلسه امتحان باز پس دهد .تازه مشکل اصلی وقتی ظاهر می شود

که فرد چیزی را که خوب نیاموخته است در جایی به کار ببرد ،که صد البته نمی تواند.

علل تقلب :

علتهای تقلب به رئوس مربعی برمی گردد که شامل : دانش آموزان ،معلمان ،دوستان و والدین است.

برخی والدین با تاکید برگرفتن نمره مطلوب توسط فرزند محصلشان و یا با مقایسه او با دیگران

،دانش آموز را مرتب سرزنش می کنند.

برخی معلمان برای اینکه درصد قبولی کلاسشان را بالا ببرند،در جلسات امتحان مسامحه کاری می کنند.

برخی دوستان شاگرد متقلب او را فردی شجاع تلقی می کنند و مشوّق او برای این کار هستند.

انواع روشهای تقلب دانش آموزی:

1- دیدن 2- نوشتن روی کف دست و ساعد ومچ پا و دستمال کاغذی و میز و دیوار کلاس 3- انتقال

و پرتاب یاد داشت (دست به دست کردن مستقیم ) 4- تعویض برگه و ...

عموماً در دروس پایه و خصوصاً در درس ریاضی مساله تقلب یک اتفاق شایع در جلسه امتحان

است.عواملی چون ضعیف بودن دانش آموزدر دروس پایه – فشار والدین بر دانش آموزان برای

کسب نمره بهتر- خود را فردی شجاع دانستن – تشویق و حمایت دوستان و ... باعث می شود تا

دانش آموز به جای فراگیری دانش مربوطه به حاشیه برود و گاه ناهنجاری ها را تبدیل به ارزش کند

و در اثر تکرار، این مساله در وجودش نهادینه شود ورفته رفته  به یک عادت تبدیل شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توصیف وضعیت موجود و تشخیص مساله :

من یک معلم ریاضی هستم .با بیش از 13 سال سابقه آموزشی .چند سال پیش تدریس در یک مدرسه

خاص به من پیشنهاد شد ،فکر می کردم در یک مدرسه که دانش آموزان از نظر سطح علمی تقریباً

یکسان هستند،چالشهای کمتری پیش روی معلمان قرار می دهد ،به همین دلیل ترجیح می دهم که در

 یک مدرسه عادی تدریس کنم.

در طول دوران تدریس دانش آموزانی داشته ام که از عمل ضد ارزشی تقلب استفاده می کرده اند،

ولی امسال یکی از دانش آموزانم بیش از حّد و با استفاده از روشهای گوناگون تقلب می کرد،

به طوری که در هنگام برگزاری امتحان جلسه را متشنج و باعث اخلال در نظم جلسه می شد با

برگزاری دوره ضمن خدمت اقدام پژوهی این انگیزه در من ایجاد که این وضعیت نامطلوب را به

طور علمی ساماندهی کنم .

دانش آموز مورد نظر (راضیه )در کلاس سوم تجربی در طبقه دوم در دبیرستان فاطمه زهرا مشغول

به تحصیل است . در اولین جلسه های حضور در کلاس بخاطر حرکات زیادی که در هنگام نشستن

درکلاس انجام می داد و گاهی به خاطر مزه پرانی و شیطنت دانش آموزی توجهم را به خود جلب

کرده بود ،با خودم فکر می کردم شاید این ضعف شخصیتی به علت عدم حمایت خانواده و یا حتی

فقر عاطفی و دلایل دیگر باشد ،دلم می خواست نه در مقام یک معلم بلکه در جایگاه یک دوست یا

حتی یک مادر مشکلات رفتاری راضیه را حل کنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

گرد آوری اطلاعات (شواهد 1):

در یکی از روزهای فصل پائیز،در یک زنگ تفریح در دفتر مدرسه در کنار دبیر فیزیک (خانم

الف) نشسته بودم.من مشغول ثبت نمرات امتحانی دانش آموزان کلاس سوم تجربی بودم که ایشان

برگه امتحانی (راضیه) را دیدند.اتفاقاً در این امتحان نمره ی خوبی کسب کرده بود.

دبیر فیزیک( خانم الف) با تعجب پرسیدند:"مگه ریاضی راضیه خوبه؟" من با شک و تردید گفتم:"

نه !لابد این نمره را با تقلب گرفته." دبیر فیزیک گفتند:"آره! ممکنه ،آخه پیش منم سوء سابقه داره.

حرکاتش یه طوریه ،انگار آدم بیش فعّالیه ."

من متوجه شدم نه تنها در کلاس ریاضی بلکه در کلاس سایر دروس علوم پایه نیز همان رفتار را دارد.

جلسه ی بعد در حین قدم زدن در کلاس درس بالای سر راضیه رسیدم دلم می خواست از باب محبت

و از در دوستی با او در آیم ،سعی کردم اعتمادش را به خودم جلب کنم . گفتم :"زنگ تفریح بیا

کارِت دارم." توی سالن مدرسه شروع به قدم زدن کردیم .

گفتم :" میدونی اسم دختر منم راضیه است ،ولی به کسی نگو! تا حالا به معنی اسمت فکر

کردی؟میدونی رفتارت چقدر باید با اسمت متناسب باشه؟آخه به غیر از منم چند تا دیگه از معلمها هم

از دستت شاکین."

خندید و گفت:"خانم!شیطنت دوره ی نوجوونیه .مگه خودتون هم محصل نبودین؟" گفتم :"بودیم ، ولی این مدلی نبودیم."

بقیه همکلاسهایش که در راهروی مدرسه متوجه گفتگوی ما بودند ،بعد از جدا شدن ما از هم به سمت

راضیه رفتند و پرسیدند :"چی گفت؟" راضیه هم گفت :"هیچی ،گفته دختر منم هم اسم تو است ،ولی

به کسی نگو."در حالیکه صدای راضیه را می شنیدم از پله ها پایین آمدم و به طرف دفتر مدرسه

رفتم. با خودم فکر می کردم ،چقدر قابل اعتماد !من همین الان گفتم به کسی نگو،تازه از حرفهای من

فقط حاشیه را دیده و منظور واقعی ام را خوب متوجه نشده است.

بیشتر از پیش تصمیم گرفتم کمکش کنم. جلسه های بعدی کلاس تا آنجا که برایم مقدور بود بعد از

تدریس برای حل تمرین پای تخته می آوردمش. نمرات کلاسی او در حد متوسط بود.-نمرات آمار

وریاضی ترم دوم در پیوست موجود است.-

روزی از مشاور مدرسه (خانم- الف ) خواستم تا روش های مطالعه و یاد گیری را با مراجعه تک

تک دانش آموزان به صورت فردی به آنها آموزش دهد.ایشان نیز قبول کردند و این کار به تدریج

برای دانش آموزان انجام شد .به طوری که در هر زنگ تفریح به طور مختصر آیین مطالعه را

آموزش می دادند و یک جزوه روش های مطالعه به دانش آموزان سال سوم داده شد.

این کار برای یادگیری دروس عمومی نسبتاً کارآمد بود.به طوری که در جلسه های شورای معلمان

از دبیران دروس دینی – زبان – ادبیات راجع به وضع تحصیلی راضیه پرسیدم.آنها رضایت نسبی داشتند.

باتوجه به اینکه درس ریاضی (3) جزء دروس نهایی دانش آموزان سوم تجربی است ،تصمیم گرفتم

هر مبحث را که تدریس می کنم در پایان هر بخش یک امتحان باتعداد سئوالات کم معمولاً 2یا3

 سئوال و با اختصاص نمره کم از 3یا4 نمره امتحان به عمل آورم ،این کار چند مزیت داشت:

1-دانش آموزان با سئوالات استاندارد امتحانات نهایی آشنا می شدند.

2- طرز دقیق نوشتن جوابها بر اساس بارم بندی را یاد می گرفتند.

3- از اضطراب آنها کاسته می شد.

ولی این کار دانش آموزان زبده را به هدف نهایی نزدیک می کرد ولی دانش آموزان ضعیف و

کسانی که دغدغه درس خواندن نداشتند به روشهای غیر اخلاقی متوسل می شدند. از بین این دسته

راضیه سرگروه متقلبین بود.

هربار که امتحان می گرفتم از روش جدیدی برای تقلب کردن استفاده می کرد.

به عنوان مثال یک دفعه دو میز را که سطح پایه های آنها یکسان نبود و اختلاف ارتفاع داشت پشت

سر هم طوری قرار داده بودند که به میز جلویی مسلط بودند،و از آنجایی که راضیه دانش آموز قد

بلندی بود ،با هماهنگی که با دو دانش آموز میز جلویی انجام داده بودند،نوشته های آنها را کپی کرده بود.

البته من شخصاً هنگام امتحان دادن دانش آموزان مسامحه کاری نم کنم و مرتب تذکر می دادم :"خانم

سرت روی برگه ی خودت باشه."آن روز راضیه نمره ی خوبی از امتحان گرفت ،ولی نمره ی

 واقعی نبود.در امتحان بعدی دانش آموزان را جابجا کردم و جای راضیه را عوض کردم،و او را در

میز اول قرار دادم ،نتیجه این بود که نمره کامل نگرفت.

یک بار زمانی که جلسه انجمن اولیا و مربیان برقرار بود،مادر راضیه به دفتر مدرسه مراجعه کرد

،تا وضعیت تحصیلی او را جویا شود. با توجه به اینکه هر دانش آموز ثبت نمرات ماهانه دارد ،و

 میانگین نمره هر درس برای نمره مستمر ماهانه او ثبت می شود ،گفتم :"نمره ی درس ریاضی

راضیه رضایت بخش نیست،ضمناً ایشان زیاد از روشهای غیر اخلاقی برای کسب نمره استفاده می کنند."

مادر راضیه گفت :"زیاد اطلاعی ندارم،من که هر وقت می پرسم ،می گه درسم خوبه.ولی در منزل

زیاد با موبایل سر و کار دارهو با دوستاش زیاد پیامک رد و بدل می کنه .درضمن تعداد فرزندام

زیاده و راضیه یک برادر و 5خواهر داره."

این ملاقات و گفتگو برایم خیلی مهم بود،چون نکات کلیدی زیادی از آن فهمیدم.

یکی اینکه با وجود چند دختر و یک پسر ،آنهم در فرهنگ بومی ما ،قطعاً این پسر کانون توجه

خانواده است.اتفاقاً در مراجعت مادر راضیه به مدرسه تنها برادر راضیه هم با ایشان بود و راضیه

مرتب او رابه دیگر همکلاسهایش نشان می داد. در علل گرایش دانش آموزان به تقلب یکی کم

توجهی والدین و خلاء عاطفی است ،که ناهنجاری را تبدیل به ارزش می کند.مساله دیگر استفاده بیش

از حداز موبایل بود که یک تهدید برای او محسوب می شد و به جای اینکه وقتش را صرف مطالعه

کند مدام در حال خریدن شارژ است.حالا که تا حدودی به موقعیت اجتماعی-خانوادگی راضیه پی

برده بودم،سعی کردم رابطه قوی تری با او برقرار کنم .در یک جلسه با راضیه صحبت کردم.

گفتم :"شما در درس ریاضی ضعیف هستی ،ولی این ضعف را با مطالعه و یادگیری مطالب برطرف

نمی کنی ،بلکه سعی می کنی با دستبرد زدن و سوءاستفاده از اطلاعات علمی دیگران نقص یادگیری

خود را برطرف کنی. به نظر خودت مشکل کجاست؟"

راضیه گفت:"من در دوره راهنمایی شاگرد زرنگی بودم ،معدل دوره راهنمایی من بالا بوده و نمره ریاضی من عالی بوده."

من گفتم :"بنابراین شما مشکل هوشی ندارید ،باید کارهایی را که بهت می گم انجام بدی تا موفق

بشی:1-برنامه ریزی دقیق درسی 2-بالابردن اعتماد به نفس 3-مطالعه عمیق و یادگیری پایدار و

 مستمر4- تجدید نظر در روابط با دوستان

امتحان بعدی را که برگزار کردم ،دیدم راضیه دیگر از اطلاعات دیگران سوءاستفاده نکرد ولی این

بار خودش روی یک برگه خلاصه درس را نوشته بود و سعی می کرد به سئوالات جواب بدهد.

زنگ تفریح که بود با او صحبت کردم ؛(باز هم تقلب به شیوه ی دیگر –ولی حداقل مزیت آن این بود

که درس را هر چند اندک خوانده و خلاصه نویسی کرده بود.) گفتم :"یک روز که درس خاصی

نداشتی یا مثلاً یکی از معلمان به علت مشکلی نتوانسته بود بیاید،بیا با هم کمی درس بخوانیم تا روش

ریاضی خواندن را به تویاد بدهم."

تا وقتی که فرصت مناسبی برایم پیش آمد ،راضیه هر جلسه مرتب می پرسی :"خانم کی بیام با هم

درس بخوونیم ؟" من از اینکه انگیزه یادگیری در راضیه ایجاد شده بود ،خیلی خوشحال بودم.

هفته ی بعد از مبحث مثلثات شروع کردیم چون به نظر راضیه غیر قابل فهم بود .ابتدا یک جدول

کشیدم و با استفاده از شکل دایره مثلثاتی مطالب سال دوم را یادآوری کردم و فرمولهای مربوطه را

به طور منسجم دسته بندی کردم.متن کتاب درسی را که خواندیم مثالها را از آسان به سخت حل

کردیم،کمی راه افتاده بود.بعد سراغ تمرینات ساده رفتیم،هر جا را که متوجه نمی شد با شکل و رسم

برای او توضیح می دادم به همین ترتیب سعی کردم بقیه مباحث را برای او در جلسات متعدد جا

بیندازم.تا از همین روشها استفاده کند و روی روال بیفتد.کم کم به ریاضی علاقه مند شد،طوری که

پس از پایان درس داوطلب می شد و پای تخته می آمد- که نمرات کلاسی او در پیوست آمده است.-

حتی یک روزسئوالات ریاضی (3) خردادو شهریور 90 را از سایت www.http://aee.medu.ir گرفته بود و یک نسخه از آن را کپی کرده بود و برای من آورده

بود.وضعیت تحصیلی او روبه رشدبود ،تا اینکه اسفند ماه و قبل از چهار شنبه سوری برادرش دچار

 سانحه شد.حادثه از این قرار بود که برادرش با دیگر پسر بچه ها در کوچه مشغول بازی با وسایل

محترقه بودند که ناگهان یکی از وسایل محترقه در دست برادرش منفجر می شود به طوری که او را

به بیمارستانی در اهواز منتقل می کنند.این حادثه ضربه بزرگی به راضیه وارد کرد ،من که

حساسیت خانواده شان را نسبت به برادرش می دانستم ،از طرف دیگر خوشحال بودم که راضیه

رابطه ی خوبی با من برقرار کرده است و مشکلاتش را به من می گوید.چندین بار از من خواست تا

برای خوب شدن برادرش دعا کنم ،من نیز همین کار را کردم.در این شرایط روزی می خواستم

امتحان آمار بگیرم. مدیر مدرسه (خانم –ه) گفتند:"موقعیت خاصی برای راضیه پیش آمده و از من

خواسته تا به شما بگوییم اگر ممکن است امتحان ندهد.من به خانم مدیر گفتم :"در جریان مشکلات او

هستم ،خودش برایم تعریف کرده است،ولی اگر از او امتحان نگیرم ،شاید برای دیگر دانش آموزان

بدعتی شود و از این پس هر کس با دلیل و بی دلیل بگوید مشکل دارم و از امتحان دادن طفره رود.

از این مطلب هم خوشحال بودم ،زیرا حداقل احساس مسئولیت کرده بود و دوست داشت با آمادگی در

جلسه امتحان حاضر شود . آن روز راضیه در سالن امتحانات در یک صندلی دسته داربا فاصله از

 سایر دانش آموزان نشسته بود و بدون هیچ گونه کار غیر اخلاقی امتحان داد،نمره ی امتحانش عالی

نبود،ولی نمره قبولی بود.

بعد از آن روز مدیر مدرسه که می دانست من تمرکز بیشتری روی این دانش آموز دارم،هر گاه

فرصتی پیش می آمدراجع به او با من صحبت می کرد.مدیر مدرسه (خانم –ه) معتقد بودند که معلم به

فرموده پیامبر باید "طبیبٌ دوار " باشد،یعنی پزشکی که خودش باید بگردد و مریض را پیدا کند باید

برای کبوتر دانه بپاشیم و او را به دام بیندازیم.

چند روز بعد از برگزاری امتحان آمار راضیه با یک جعبه شکلات به کلاس آمده بود،علت را جویا

شدم ،راضیه گفت:"برادرم از بیمارستان مرخص شده و حال عمومی او خوب است ."

من هم اجازه دادم شکلات ها را به دوستانش تعارف کند.

دیگر رابطه ما رابطه معلم شاگردی نبود.سعی می کرد در کلاس آرام بنشیند. درس را خوب گوش

 دهد ،من هم غیر مستقیم مراقب رفتارش بودم ،او گاهی می گفت:"خانم ،دیدید من آروم شدم. "

من هم گفتم :"آره !حواسم جمعِ." در امتحان بعدی مرجان همکلاسی جفتی راضیه که از نظر درسی

نسبتاً خوب بود ،چکنویس امتحانش را به راضیه داد. هم اینکه در بین دانش آموزان قدم می زدم ،این

کار را دیدم ،به راضیه گفتم:"فکر می کنی کار درستی کردی؟" راضیه گفت :"چکنویس خودمه." من

به راضیه گفتم:"قبلاً این چکنویس را دست مرجان دیده بودم." در ضمن شما یک دانش آموز چپ

دست هستی.این طرز رسم کردن دایره مخصوص راست دستهاست."روشهایی که پیاده کرده بودم

مفید بود اما نه صد در صد ،تا حدی اعتمادم را به خودش جلب کرده بود ،ولی گاهی باز هم به تقلب

متوسل می شد.

 

 

گرد آوری اطلاعات (شواهد 2):

بعد از این ماجرا راضیه مرا صدا کرد و گفت:"خانم خانه ما خیلی شلوغ است.مرتب برای عیادت

برادرم می آیند ،من نتوانستم خوب درس بخوانم ."

من به او گفتم :"این دلیل قانع کنده ایی نیست،شما هر چقدر که بلد بودی ،می نوشتی .ارزش نمره ی

کمی که خودت بگیری بهتر از این است که یک نمره کامل بگیری ،اما با تقلب.انسان باید شادزندگی

کردن را انتخاب کند،وقتی کار غیر اخلاقی انجام میدهی احساس خوبی نداری،چون بعد از تقلب به

دروغ هم متوسل می شوی و تقلب کردنت را انکار می کنی .و می گویی من تقلب نکرده ام .به قول

شهید مطهری :"یک دروغ می گویی و هزار دلیل برای آن می آوری ،می شود هزار و یک دروغ."

من از راضیه خواستم راجع به این موضوع بیشتر فکر کند.من روشهایی به او یاد داده بودم که دیگر

 نیازی به تقلب کردن نداشته باشد ،مرتب آمیزه های دینی – اخلاقی را یادآوری می کردم ،به آنها

توصیه می کردم  به گفته برنارد شاو :"همیشه آنقدر درس بخوانید که محتاج استادتان نباشید."

رابطه ی دوستی ما روز به روز بیشتر می شد.اگر مشکل درسی داشت ،از من توضیح می خواست.

در کلاس مرتب یاد آوری می کرد که مراقب رفتارش است و می گفت:"خانم ،من خانوم شدم ."

من هم از دیگر همکارانم که می پرسیدم ،آنهاهم از وضعیت تحصیلی –انضباطی او راضی بودند.

و می گفتند :"نسبت به اول سال خیلی بهتر شده است.

من چون دو درس ریاضی (3) و آمار رابا کلاس سوم تجربی  داشتم و 5ساعت در هفته با دانش

 آموزان این کلاس کار می کردم و ساعات تدریسم بیشتر از بقیه دبیران بود،به همین دلیل فکر می

کنم مسئولیتم از سایر همکارانم بیشتر است.

سعی می کردم ارزشهای اخلاقی را به دانش آموزان یاد اوری کنم،می گفتم :"حتی خداوند هم مرتب

از بندگانش امتحان می گیرد و بنده باید اعمالش را مراقبه و محاسبه کند."

به فرموده حضرت علی:"به حساب خود برسید ،قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی شود ."

یک روز هم از رساله آیت الله فاضل لنکرانی در کلاس استفاده کردم ،فتوای ایشان در مورد تقلب این

است که :حقوق ناشی از مدرک تقلبی حرام است .

سئوال: اگر کسی در امتحان تقلب کند ،بعداً مدرک بگیرد و استخدام شود،حکم حقوق دریافتی او چیست؟

پاسخ:تقلب در امتحان جایز نیست و اگر کسی تقلب کرد و به واسطه آن تقلب قبول شد و مدرک

گرفت و استخدام شد ،حقوقی که دریافت می کند جایز نیست،اما اگر تقلب به اندازه ایی ناچیز بود که

اگر تقلب هم نمی کرد ،باز هم قبول می شد،در این صورت حقوق دریافتی اشکالی ندارد.

 و به قول سهراب :"یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد."

با انجام این کارها در کل رفتار دانش آموزان متعادل و منطقی شده بود.حریم کلاس را رعایت

 می کردند،روال تدریس با روشهایی که قبلاً به آن اشاره شد ،پیش می رفت در برخی امتحانات نمره

را توصیفی کرده بودم – این نمرات در کار برگ دبیر موجود است.- قبل از تعطیلات نوروز حدود

50 سئوال ریاضی (3) به دانش آموزان دادم و گفتم اولین جلسه بعد از عید رفع اشکال و دومین

جلسه از همین سئوالات داده شده ،امتحان می گیرم. نمرات این امتحان هم نسبتاً رضایت بخش بود .

در عین حالی که دانش آموزان با تعداد زیادی سئوال آشنا می شدند از فرصت تعطیلات استفاده می

کردندو بر اضطراب ناشی از امتحان غلبه می کردند. با این روش توسل به تقلب به حداقل خودش

رسیده بود.تا اینکه رفته رفته به پایان سال تحصیلی نزدیک شدیم. معمولاً رسم براین است که امتحان

درس آمار و مدلسازی که برای سوم تجربی یک امتحان داخلی است ،در نیمه دوم اردیبهشت برگزار

 می شود ،در فصل پایانی آمار چند قضیه وجود دارد که من در حین درس تاکید کردم یکی از این

قضایا سئوال امتحان است. روز امتحان هر دانش آموز روی یک نیمکت نشسته بود.و بقیه

دانش آموزان را به کلاسهای خالی دیگر منتقل کردم و از کمک همکاران به عنوان ناظر و مراقب

استفاده شد. راضیه هم در وسط یک نیمکت نشسته بود، قبل از توزیع اوراق امتحانی راضیه یک

برگه A4از کشوی میز در آوردو به من داد وگفت:"این همان قضایای فصل آخر است من اینها را

نوشته بودم که در موقع آمدن به مدرسه در سرویس بخوانم ." من بالبخند برگه را گرفتم و در سطل  

آشغال کنار کلاس انداختم. فکر کنم به قباحت تقلب پی برده بود و دیگر نمی خواست اعتماد من به او

خدشه دار شود .حالا دیگر هدف از برگزاری امتحان را فهمیده بود ،وقتی برگه امتحانش را تحویل

داد ،بالای برگه امتحانی نوشته بود:"  تقلب یک بن بست است ،نه راهی برای نجات از بن بست "

شاید اگر در دوره تحصیلی کسی یا کسانی ما را ارشاد می کردند ،هیچ گاه از چیزی به نفع خود و به

ضرر دیگران استفاده نمی کردیم. انگشت اتهام من به سمت همه افراد نیست ،ولی راهکارهایی وجود

دارد که زمینه خلاف را به حداقل می رساند.

ارزیابی :

روانشناسان ،تقلب را یک بیماری روحیِ شخصیتی می دانند و می گویند وقتی یک پیام روشن و

 دقیقی در مورد نادرستی تقلب به دانش آموزان نمی دهیم و به اندازه کافی آن را آشکار نمی کنیم

چگونه می توان انتظار داشته باشیم آنها در مدرسه تقلب نکنند.

دلایل اصلی بروز تقلب:

1- فشارها و انتظاراتی که بر دانش آموزان برای کسب موفقیت وارد می شود.

2- برآورد دانش آموزان از احتمال گیر افتادن آنها در جریان تقلب

علل گرایش دانش آموزان به تقلب :

1- ضعف درسی نسبت به محتوی دروس

2- بی اعتمادی نسبت به خود و دانسته های خود

3- ترس از والدین

4- نیاز به جلب توجه و خودنمایی

5- متقلب بودن اطرافیان

6- عدم آگاهی از دلایل برگزاری امتحان

7- مسامحه کاری برخی معلمان در جلسه امتحان

8- ترس از گرفتن نمره ی کم و تحقیر پیش سایر دانش آموزان

9- ملاک بودن نمره نه سطح فهم و دانش

10- رهایی از زحمت درس خواندن

11- یک راه ساده برای گرفتن نمره خوب

12- معرفی خود به عنوان یک فرد شجاع

راه های جلوگیری از تقلب :

1- اگر در مدارس به جای تاکید بردانستن پاسخ ،برچگونگی رسیدن به پاسخ تاکید شود و به جای

اصرار بر حفظ مطالب به فهم مطالب اصرار شود،دیگر با مشکلی به اسم تقلب مواجه نیستیم.

2- اگر به جای تاکید برکار فردی به کار مشارکتی تاکید کنیم ،تقلب به فرآیند همکاری تبدیل

 می شود.همان طوری که شاگردان گاه به شوخی می گویند:از اصل مشورت استفاده می کنیم.

3- تاکید بر نکات مثبت شخصیت دانش آموزان و اعتماد کردن به توانایی آنان

4- برگزاری امتحانات به شکل توصیفی

5- بیداری وجدان دانش آموزان و گوشزد کردن رابطه تقلب و دروغگویی

6- از دانش آموزان بپرسیم اگر شما به جای معلم بودید و دانش آموزی راموقع تقلب گیر می انداختید ،با او چه می کردید؟

7- ثبت تقلب در پرونده انضباطی دانش آموز

نتایج تقلب از نظر روانی:

1- بروز احساس ترس:فرد متقلب از آبرو و از احتمال لورفتن خودمی ترسدو چون می ترسداحساس

امنیت اوبه خطر می افتدو از نظر فیزیولوژیکی و ترشحات غدد درون ریزچهره اش برافروخته

 می شود و بدین صورت به خودش آسیب میزند.

2- بروز احساس حقارت :تقلب در انسان احساس حقارت بوجود می آورد زیرا تا انسان احساس

کمبود و نیاز عاجزانه نداشته باشد ،دست به تقلب نمی زند. و این احساس حقارت ،با احساس ناتوانی

در پاسخ دادن به سئوالات تشدید می شود.

3- بروز رفتار پنهان کاری :فرد متقلب می خواهد چیزی را پنهان کند ،آن هم امری که خودش به

خلاف بودن او واقف است ،یعنی فرد دانسته خطا می کند و زمینه ی خطاهای دیگر را بر روی خود می گشاید.

هدف نهایی این است که دانش آموزان را متقاعد کنیم ،تقلب نکنند .حتی تقلب دوستانشان را نیز

نادرست بدانند :"که آنچه باعث غرور و موفقیت است ،انجام اعمال درست است."

دانش آموزان نباید با تقلب گلیم خویش را از آب بیرون بکشند.

 

 

 

 

ضمائم وپیوست :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم و تشکّر :

"همتّم بدرقه راه کن ای طایر قدس                  که درازست ره مقصد و من نوسفرم "

بار الها! روا مدار که  حمیئتهای ناروا و عصبیتهای جاهلانه در جامعه رواج یابد.

تقدیم به روح پاک استاد فقید محمود اکبری که اولین دوره های اقدام پژوهی در ناحیه –یک خرم آباد را برگزار کرد .و

تشکّر از استاد ارجمند جناب آقای راستخانه که با شکیبائیهایش مشوّق راهم بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

عنوان پژوهش ..............................................................................................

 

مشخصات گردآورنده اثر ..................................................................................

 

تقدیم و تشکّر ................................................................................................

 

چکیده مطالب ................................................................................................

 

مقدمه .........................................................................................................

 

توصیف وضعیت موجود و تشخیص مساله ..............................................................

 

گرد آوری اطلاعات و شواهد (1) و تحلیل روش ......................................................

 

گرد آوری اطلاعات (شواهد (2)) و تحلیل روش ......................................................

 

ارزیابی  ....................................................................................................

الف- دلایل اصلی بروز تقلب در دانش آموزان

ب- علل گرایش دانش آموزان به تقلب

ج- راههای جلوگیری از تقلب

د-نتایج تقلب ازنظر روانی

 

 

منابع و مأخذ

 

1- روانشناسی تربیتی ،علی اکبرسیف ،انتشارات سمت ،1381،تهران

 

2-آداب تعلیم و تربیت در اسلام ،شهید ثانی ،ترجمه سیدمحمدباقرحجتی، انتشارات        ،تهران

 

3- مقاله دانشجویان تربیت معلم شهید بهشتی در مورد تقلب،1387،زنجان

www.aftab.ir

4- رساله توضیح المسائل ،فاضل لنکرانی ،انتشارات پیام غدیر،1388،تهران

 

5- روانشناسی تربیتی ،ریچارد پارسونز و همکاران ،ترجمه حسن اسدزاده،انتشارات عابد،1385،تهران

6- روشهای نوین تدریس ،عباس خورشیدی و همکاران ،انتشارات پسین ،1380،تهران

 

7- راهنمای معلمان پژوهنده ،اقبال قاسمی پویا،انتشارات نشر اشاره ،1382،تهران

 

8- آموزش در دوره متوسطه ،جوزف اف کالاهان ،ترجمه جواد طهوریان ،انتشارات آستان قدس رضوی ،1372

 

9- یادگیری پژوهش محور ،محبوبه فهندژ،انتشارات سروش هدایت ،1384،خرم آباد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ارسال توسط فرزانه کدخدایی

اسلایدر